السيد الخميني ( مترجم : تنظيم ونشر آثار امام )
224
تحرير الوسيله ( فارسى )
بلادى كه عادت آنها كشيدن ديوار بر آن است بنابر اقوى معتبر نمىباشد ، بلكه ظاهر آن است كه آب دادن هم معتبر نباشد ، پس مجرد كاشتن درختهايى كه قابل نموّ مىباشند در احياى آن كفايت مىكند . مسأله 4 - احياى چاه در زمين موات به حفر نمودن آن تا اينكه به آب برسد ، حاصل مىشود ، پس با اين كار مالك آن مىگردد و قبل از آن تحجير است ، نه احيا . و احياى قنات به اين است كه چاهها را بكند تا آنكه آب آن بر زمين جارى شود . و احياى نهر به كندن و رساندن آن به آب مباح مانند شط و مثل آن مىباشد ، به طورى كه فاصلهء بين آنها كم باشد مانند مرز و سيل بند كوچك و با اين كار ، احياى نهر كامل مىشود و حفر كنندهء آن مالكش مىگردد و جريان آب بالفعل در آن معتبر نمىباشد اگر چه جارى شدن آب ، در تملك آبها معتبر مىباشد . مشتركات و آنها راهها و خيابانها و مسجدها و مدرسهها و كاروانسراها و آبها و معدنها هستند . مسأله 1 - راه دو نوع است : نافذ و غير نافذ ؛ پس اولى - كه به خيابان عمومى ناميده مىشود - حبس بر همه مردم است و مردم در آن مانند هم مساوى مىباشند و كسى حق احيا و اختصاص به آن را ندارد . و كسى حق تصرف در زمين آن با ساختن دكّه يا ديوار يا كندن چاه يا كاشتن درخت يا غير آن را ندارد . البته بعيد نيست كه كاشتن درختها و احداث نهر براى مصلحت عابرين ، در صورتى كه راه جداً وسيع باشد - مانند خيابانهاى وسيع و جديد كه در اين زمانها احداث مىشود - جايز باشد . چنان كه ظاهر آن است كه جايز است كه در آن ، چاه فاضلابى كنده شود تا آب باران و غيره در آن جمع شود ، زيرا اين از مصالح و مرافق آن مىباشد ، ليكن در غير اوقات نياز ، جهت حفاظت اهالى خيابان و عابرين ، بايد مسدود شود . بلكه ظاهر آن است كه كندن سرداب در زير آن در صورتى كه پايه و سقف را محكم كند به طورى كه با آن از خرابى و ريزش در امان باشد ، جايز است . و اما تصرف در فضاى آن به خارج نمودن نورگير يا بالكن يا ساختن سايبان يا باز كردن